خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که دربارهی عشق و رنجهای آن صحبت میکند. شاعر بیان میکند که عشق بدون دردسر نیست و عاشقان جز شهادت آرزویی ندارند. همچنین، از صبر کم و رهایی از درد عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی ارزش تحمل رنجها را دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و گاهی دردناک است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند شهادت و رنج ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۲ - عشق بیدردسر نمیباشد
عشق بیدردسر نمیباشد
بحر بیشور و شر نمیباشد ۱
نکند جا به هر دلی غم دوست
هر صدف را گهر نمیباشد ۲
عاشقان را به جز شهید شدن
آرزوی دگر نمیباشد ۳
چه کنی منعم از پریدن رنگ
بیدلان را جگر نمیباشد ۴
یا بکش یا خلاص کن ما را
صبر ما اینقدر نمیباشد ۵
چشم ریزش ز هر خسیس مدار
خار و خس را ثمر نمیباشد ۶
ای دل از دیدنش ز خویش برو
بهتر از این سفر نمیباشد ۷
یار قصاب را بخواهد کشت
خوبتر زین خبر نمیباشد ۸
بحر بیشور و شر نمیباشد ۱
نکند جا به هر دلی غم دوست
هر صدف را گهر نمیباشد ۲
عاشقان را به جز شهید شدن
آرزوی دگر نمیباشد ۳
چه کنی منعم از پریدن رنگ
بیدلان را جگر نمیباشد ۴
یا بکش یا خلاص کن ما را
صبر ما اینقدر نمیباشد ۵
چشم ریزش ز هر خسیس مدار
خار و خس را ثمر نمیباشد ۶
ای دل از دیدنش ز خویش برو
بهتر از این سفر نمیباشد ۷
یار قصاب را بخواهد کشت
خوبتر زین خبر نمیباشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱ - خورشید تف از عارض تابان تو دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳ - قوّتی نه در تن من نه توانی مانده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.