خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر تسلیم و فداکاری در راه عشق است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند سخن میگوید که حتی فلاطون و فلک در برابر آن سر تعظیم فرود نمیآورند. او عشق را بالاتر از هر فلسفه و ستارهای میداند و خود را فدایی راه عشق میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی سطح بالا نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۲ - پیش شمشیر تو تسلیم شدن دین من است
پیش شمشیر تو تسلیم شدن دین من است
در سر کوی تو قربان شدن آیین من است ۱
به فلاطون پی تعظیم فرو نارم سر
خشت بالای خم میکده بالین من است ۲
بیستون را به فلاخن نهم از قدرت عشق
کارفرما اگر اندیشه شیرین من است ۳
عشق را با فلک و ثابت و سیاره چه کار
سینه افلاک من و داغ تو پروین من است ۴
چشم وحشینگهی برد دل ما قصاب
این غزالی است که گیرندهٔ شاهین من است ۵
در سر کوی تو قربان شدن آیین من است ۱
به فلاطون پی تعظیم فرو نارم سر
خشت بالای خم میکده بالین من است ۲
بیستون را به فلاخن نهم از قدرت عشق
کارفرما اگر اندیشه شیرین من است ۳
عشق را با فلک و ثابت و سیاره چه کار
سینه افلاک من و داغ تو پروین من است ۴
چشم وحشینگهی برد دل ما قصاب
این غزالی است که گیرندهٔ شاهین من است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - میکنم طوفی نمیدانم که طوف کوی کیست
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - یک نفس بی یاد جانان زندگانی مشکل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.