خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و ناکامیهای عاشقانه میگوید. او از سوختن آرزوها، نابودی آرامش و از دست دادن همه چیز به دلیل بخت سیاه خود سخن میگوید. احساسات عمیق غم و اندوه در سراسر متن مشهود است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۱ - کوکبم شد تار و سالم خشگ و ماهم پاک سوخت
کوکبم شد تار و سالم خشگ و ماهم پاک سوخت
آنچه با من بود از بخت سیاهم پاک سوخت ۱
دامن افلاک را یکباره کرد آهم خراب
منزل آرامم از اشگ نگاهم پاک سوخت ۲
در گلستان محبت خورد بر پا تا سرم
برق رخساری که این مشت گیاهم پاک سوخت ۳
خواستم قصاب شرح دوری روز فراق
پیش او گویم زبان عذرخواهم پاک سوخت ۴
آنچه با من بود از بخت سیاهم پاک سوخت ۱
دامن افلاک را یکباره کرد آهم خراب
منزل آرامم از اشگ نگاهم پاک سوخت ۲
در گلستان محبت خورد بر پا تا سرم
برق رخساری که این مشت گیاهم پاک سوخت ۳
خواستم قصاب شرح دوری روز فراق
پیش او گویم زبان عذرخواهم پاک سوخت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - چرخ مینا رنگ هر زهری که در پیمانه ریخت
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.