این شعر عاشقانه و پراحساس، به توصیف عشق شدید و دیوانهوار شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از تأثیرات عمیق نگاه و رفتار معشوق بر روح و جان خود سخن میگوید و از رنجها و اشکهایی که این عشق برایش به ارمغان آورده، یاد میکند. تصاویر شاعرانهای مانند چرخ مینا، مرغ روح، خط و خال معشوق، و خون ریختهشده در میخانه، بر عمق احساسات شاعر تأکید دارند.
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و پیچیده، همراه با تصاویر شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون ریختهشده' یا 'زخم نمایان' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۰ - چرخ مینا رنگ هر زهری که در پیمانه ریخت
عشق او آورد و در کام من دیوانه ریخت ۱
ریخت مرغ روح بیاندازه بر بالای هم
خط و خال او به هر جایی که دام و دانه ریخت ۲
بس خرابی کرد چشمش با دل ما میتوان
از غبار خاطر ما رنگ صد ویرانه ریخت ۳
میتواند کرد باز از یک نگاهم جان به تن
چشم جادویی که خونم را به صد افسانه ریخت ۴
فکر عاشق کن که بعد از سوختن سودی نداد
این قدر اشگی که شمع از ماتم پروانه ریخت ۵
خال کنج لب به قصد مرغ دل گیراتر است
دانه را صیاد ما بر دام استادانه ریخت ۶
غمزه بدمست او زخم نمایان زد به دل
خون ما قصاب آخر بر در میخانه ریخت ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.