خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و شور عاشقان به معشوق سخن میگوید. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق، زخمهای عشق، و اهمیت سخنان او میگوید. همچنین، اشارهای به ریا و دورویی در رفتار برخی افراد دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات مانند ریا و زخمهای عشق نیاز به درک بیشتری از مفاهیم عاطفی و اجتماعی دارد.
شماره ۸ - ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را
ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را
که میباشد نمودی با رعیت پادشاهان را ۱
ز ابروی تو زخم کاریی دارم به قصد من
مده دیگر به زهر چشم آب آن تیر مژگان را ۲
ز هم بگشای لب وز لطف حرفی گوی با عاشق
توان زد تا به کی بر درج گوهر قفل مرجان را ۳
کسی قدر سخنهای تو را چون من نمیداند
کجا هر کس شناسد قدر گوهرهای غلطان را ۴
به زنّار سر زلف تو قائم کردهام ایمان
مفرما هجر از این بیشم مکش کافر مسلمان را ۵
می زهد ریا قصاب تا کی میتوان خوردن
به جام صبح گاهی یاد میکن میپرستان را ۶
که میباشد نمودی با رعیت پادشاهان را ۱
ز ابروی تو زخم کاریی دارم به قصد من
مده دیگر به زهر چشم آب آن تیر مژگان را ۲
ز هم بگشای لب وز لطف حرفی گوی با عاشق
توان زد تا به کی بر درج گوهر قفل مرجان را ۳
کسی قدر سخنهای تو را چون من نمیداند
کجا هر کس شناسد قدر گوهرهای غلطان را ۴
به زنّار سر زلف تو قائم کردهام ایمان
مفرما هجر از این بیشم مکش کافر مسلمان را ۵
می زهد ریا قصاب تا کی میتوان خوردن
به جام صبح گاهی یاد میکن میپرستان را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - تا گشود از بهر گفتاری لب خاموش را
گوهر بعدی:شماره ۹ - ز سنبل بند بر دل میگذارد موی این صحرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.