خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که دربارهٔ خاموشی و سخن گفتن، مستی و هوشیاری، صبر و شکرگزاری، و دوری از طمع و وابستگی به دیگران سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷ - تا گشود از بهر گفتاری لب خاموش را
تا گشود از بهر گفتاری لب خاموش را
در شکر آمیخت آن اهل زمرّدپوش را ۱
روز اول کرد ما را چشم مست او خراب
بادهپیمایی نشاید ساقی مدهوش را ۲
تشنه نیسان چو مردان سعادتمند باش
چون صدف پر ساز از درّ معانی گوش را ۳
متصل در سینه باید تیر آهی داشتن
چون کمان خالی نگردان از خدنگ آغوش را ۴
کام شیرین بی گزند از شهد نتوان ساختن
نیش میگیرد ز لبها ترجمان نوش را ۵
چشم بر دست کسان قصاب چون مینا مدار
چون قدح گردان تهی از بار منت دوش را ۶
در شکر آمیخت آن اهل زمرّدپوش را ۱
روز اول کرد ما را چشم مست او خراب
بادهپیمایی نشاید ساقی مدهوش را ۲
تشنه نیسان چو مردان سعادتمند باش
چون صدف پر ساز از درّ معانی گوش را ۳
متصل در سینه باید تیر آهی داشتن
چون کمان خالی نگردان از خدنگ آغوش را ۴
کام شیرین بی گزند از شهد نتوان ساختن
نیش میگیرد ز لبها ترجمان نوش را ۵
چشم بر دست کسان قصاب چون مینا مدار
چون قدح گردان تهی از بار منت دوش را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - خط سبز از رخت چون سر زند جان میکند پیدا
گوهر بعدی:شماره ۸ - ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.