خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا شعری است که به توصیف لحظات شاد و مساعدت بخت و اقبال میپردازد. شاعر از طلوع اختر میمون، بخت همایون، صبح سعادت و بخت مساعد سخن میگوید. همچنین، از حضور ساقی گلرخ و نوشیدن باده گلگون یاد میکند و به زیبایی رخ یار و قدرت خالق اشاره دارد. در نهایت، شاعر از اجابت دعاهایش و حالتی از سرخوشی و مستی سخن میگوید.
متن شامل مفاهیم عرفانی و اشارههایی به مستی و بادهنوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر کلاسیک فارسی معمولاً به دانش و تجربه بیشتری نیاز دارد.
شماره ۲۳۲ - باز برآمد اختر میمون
باز برآمد اختر میمون
باز پس آمد بخت همایون ۱
صبح سعادت زد نفس امشب
بخت مساعد یار شد اکنون ۲
شد به مرادم دور زمانه
گشت به کامم گردش گردون ۳
دوش در آمد ساقی گل رخ
در قدح افکند باده گلگون ۴
جان به تن آرد باده که دارد
طعم طبرزد رنگ طبرخون ۵
چون رخ خوبت دیدم و گفتم
قدرت حق بین خالق بی چون ۶
بس که دعا خواندم از اوّل
شد به اجابت آخر مقرون ۷
غمزه مستت هست حرامی
باد حلالش گر خورَدَم خون ۸
هست جلال را چون گهر امشب
طبع تو روشن، نظم تو موزون ۹
باز پس آمد بخت همایون ۱
صبح سعادت زد نفس امشب
بخت مساعد یار شد اکنون ۲
شد به مرادم دور زمانه
گشت به کامم گردش گردون ۳
دوش در آمد ساقی گل رخ
در قدح افکند باده گلگون ۴
جان به تن آرد باده که دارد
طعم طبرزد رنگ طبرخون ۵
چون رخ خوبت دیدم و گفتم
قدرت حق بین خالق بی چون ۶
بس که دعا خواندم از اوّل
شد به اجابت آخر مقرون ۷
غمزه مستت هست حرامی
باد حلالش گر خورَدَم خون ۸
هست جلال را چون گهر امشب
طبع تو روشن، نظم تو موزون ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - چند خوری خون دلم، چیست ترا با دل من؟
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - چه نکهت است مگر بوی بوستان است این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.