خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، صبر در برابر رنجهای هجران، و امید به وصال سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق و درد فراق میسراید و از نوشتن رخسار و زلف یار بر گل و مشک سخن میگوید. همچنین، به صبر در دل شیدا و شرح حال پریشان دل اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و فراق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۰۱ - من نشنیدم که خط بر آب نویسند
من نشنیدم که خط بر آب نویسند
آیت خوبی بر آفتاب نویسند ۱
هجر کشیدیم تا به وصل رسیدیم
نامه رحمت پس از عذاب نویسند ۲
صبر طلب می کنندم از دل شیدا
همچو خراجی که بر خراب نویسند ۳
شرح رخ خوب و زلف غالیه بویت
بر ورق گل به مشک ناب نویسند ۴
قصّه خون ریز این دو دیده بیدار
کاج بر آن چشم نیم خواب نویسند ۵
حال پریشان این دل پُرتاب
کاج بر آن زلف نیم تاب نویسند ۶
قصّه درد جلال مردم دیده
بر رُخش از روشنی چو آب نویسند ۷
آیت خوبی بر آفتاب نویسند ۱
هجر کشیدیم تا به وصل رسیدیم
نامه رحمت پس از عذاب نویسند ۲
صبر طلب می کنندم از دل شیدا
همچو خراجی که بر خراب نویسند ۳
شرح رخ خوب و زلف غالیه بویت
بر ورق گل به مشک ناب نویسند ۴
قصّه خون ریز این دو دیده بیدار
کاج بر آن چشم نیم خواب نویسند ۵
حال پریشان این دل پُرتاب
کاج بر آن زلف نیم تاب نویسند ۶
قصّه درد جلال مردم دیده
بر رُخش از روشنی چو آب نویسند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - معاشران که مقیمان کوی خمّارند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - چون مرغ سحر در غم گلزار بنالد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.