خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر شاعر میپردازد. شاعر از شمع، نور، و پروانه به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند و عشق را به عنوان نیرویی پایدار و الهی توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۶ - این چه شمع است که در مجلس مستان برپاست
این چه شمع است که در مجلس مستان برپاست
وین چه شور است که از باده پرستان برخاست ۱
این چه نور است که اندیشه در و حیران است
آن نه روی است که آن آینه لطف خداست ۲
دی به سودای تو در باغ گذر می کردم
راستی سرو به بالای تو می ماند راست ۳
من و پروانه اگر چند در آتش باشیم
کار پروانه که از شمع جدا نیست جداست ۴
گرچه از زلف توام شام بلا روی نمود
هم ز حسنش اثر صبح سعادت پیداست ۵
کی به دست من درویش فتد خاک رهت
زان که یک ذرّه از آن ملک دو دنیاش بهاست ۶
برود جان جلال از تن و عشقت نرود
تازه آن گلبن عشقی که چنین پابرجاست ۷
وین چه شور است که از باده پرستان برخاست ۱
این چه نور است که اندیشه در و حیران است
آن نه روی است که آن آینه لطف خداست ۲
دی به سودای تو در باغ گذر می کردم
راستی سرو به بالای تو می ماند راست ۳
من و پروانه اگر چند در آتش باشیم
کار پروانه که از شمع جدا نیست جداست ۴
گرچه از زلف توام شام بلا روی نمود
هم ز حسنش اثر صبح سعادت پیداست ۵
کی به دست من درویش فتد خاک رهت
زان که یک ذرّه از آن ملک دو دنیاش بهاست ۶
برود جان جلال از تن و عشقت نرود
تازه آن گلبن عشقی که چنین پابرجاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - دل که از من گشت ناپیدا کجاست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - هر آن نفس که نه با دوست می زنی باد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.