خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و فراق سخن می‌گوید، از درد دل و آرزوهای برآورده نشده می‌نالد. او از شمع بزم افروز و جمالش یاد می‌کند که جهان را روشن می‌سازد، اما در عین حال از ناکامی‌های خود در عشق و زندگی می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به نوروز و امید به آینده دارد، اما در نهایت، احساس تاریکی و فراق بر متن غالب است.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و ناکامی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۲ - پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم افروز را

پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم افروز را
تا بیاموزد ز جان دردمندان، سوز را ۱

تا جهان از پرتو شمع جمالش روشن است
هیچ رونق نیست خورشید جهان افروز را ۲

زخم اگر دانم که از دست بلورین وی است
در دل خود جای سازم ناوک دل دوز را ۳

خیز تا با هم به نوروزی به صحرایی رویم
سال دیگر تا که بیند موسم نوروز را ۴

پند می دادند و نشنیدم من شوریده بخت
نیکبخت آن کاو بگیرد پند نیک آموز را ۵

آرزو دارم که بر وصلت شوم پیروز، لیک
کی بیابد چون منی آن طالع پیروز را ۶

در فراقت روز، تاریک است بر چشم جلال
نزد مهجوران نباشد فرقی از شب روز را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - به سر انگشت نما زاهد انگشت نما را
گوهر بعدی:شماره ۳ - چون پریشان می کند آن زلف عنبربیز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.