متن دربارهٔ ملک خاقانیان در دوران سلطان خضر بن ابراهیم است که پادشاهی خردمند و عادل بود و بر ماوراءالنهر و ترکستان حکومت میکرد. او به شاعران مانند استاد رشیدی و امیر عمعق توجه ویژهای داشت و به آنان صلههای گرانبها میبخشید. در یکی از مجالس، امیر عمعق شعر رشیدی را بینمک توصیف کرد و رشیدی با پاسخ هوشمندانهاش مورد تحسین پادشاه قرار گرفت و چهار طبق زر به او بخشیده شد. این متن نشاندهندهٔ رابطهٔ متقابل شاعران و پادشاهان و اهمیت هنر و ادبیات در آن دوران است.
متن شامل مفاهیم تاریخی و ادبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به آشنایی با زمینههای فرهنگی و سیاسی آن دوران دارد. همچنین، برخی اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
بخش ۱۰ - حکایت هشت - رشیدی
شعر های مرا به بی نمکی
عیب کردی روا بود شاید
شعر من همچو شکر و شهد است
وندرین دو نمک نکو ناید
شلغم و باقلیست گفتهٔ تو
نمک ای قلتبان ترا باید
چون عرضه کرد پادشاه را عظیم خوش آمد و در ماوراءالنهر عادت و رسم است که در مجالس پادشاه و دیگر مجالس زر و سیم در طبقها بنقل بنهند و آنرا سیم طاقایاجفت خوانند و در مجلس خضر خان بخش [را] چهار طبق زر سرخ بنهادندی در هر یکی دویست و پنجاه دینار و آن بمشت ببخشیدی این روز چهار طبق رشیدی را فرمود و حرمتی تمام پدید آمد و معروف گشت زیرا که چنانکه ممدوح بشعر نیک شاعر معروف شود شاعر بصلهٔ گران پادشاه معروف شود که این دو معنی متلازمان اند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.