خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از معشوق خود میخواهد تا با نغمههای جانسوز و حضور خود، دلهای اهل راز را به وجد آورد. شاعر از سوز دل، نیاز به معشوق و زیباییهای او سخن میگوید و عشق را به عنوان کعبهی آمال معرفی میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹ - باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را
تا بدرند از طرب پردۀ اهل راز را ۱
گر بنشانیم شبی شمع صفت برابرت
پیش رخیت بنگری سوز دل گداز را ۲
خوش بود ای سرور جان ناز تو و نیاز من
ناز بکن تو هر زمان تا نگری نیاز را ۳
گر بنمایی ای صنم سجده گه دو ابرویت
جانب کعبه کی برند اهل نظر نیاز را ۴
شاهدی از هوای جان خاک ره نگار شد
تا که رسد بپای بوس آن شه سرفراز را ۵
تا بدرند از طرب پردۀ اهل راز را ۱
گر بنشانیم شبی شمع صفت برابرت
پیش رخیت بنگری سوز دل گداز را ۲
خوش بود ای سرور جان ناز تو و نیاز من
ناز بکن تو هر زمان تا نگری نیاز را ۳
گر بنمایی ای صنم سجده گه دو ابرویت
جانب کعبه کی برند اهل نظر نیاز را ۴
شاهدی از هوای جان خاک ره نگار شد
تا که رسد بپای بوس آن شه سرفراز را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - هر لحظه سیل دیده به خون می کشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.