خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که اگرچه بینیازی او باعث تحقیر دیگران شده، اما غم دورویی و ریا دیگران را ندارد. او از غم عشق خود مینالد و اشاره میکند که این غم همچون چراغی بر سر مزارش خواهد بود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، انتقاد اجتماعی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارد.
شماره ۱۱ - اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد
اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد
چه غم آنگل دورو را که چو من هزار دارد
ز غمت سینه این آه از آن نهفته دارم
که مرا ز بی چراغی بسر مزار دارد
چه غم آنگل دورو را که چو من هزار دارد
ز غمت سینه این آه از آن نهفته دارم
که مرا ز بی چراغی بسر مزار دارد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰ - قطعه
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - کشتیم زار و نکردی نگه از ناز برویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.