خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شب به آرامی به بستر شاعر میآید و او را فریفته خود میکند. شاعر از شب میپرسد که این چه رویی است که در تاریکی میآید و او را مسحور خود میکند. شب پاسخ میدهد که او «ماچین» است و بر لب شاعر بوسه میزند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۰ - قطعه
آمد آهسته شب به بستر من
دلبری کافت دل و دین است
گفتمش کیست که هان که در شب تار
اینچنین شب روی نه آئین است
اسم شب ده و گرنه دزد دلی
نک گواهت کمند پرچین است
کوی غبغب نهاد بر لب من
گفت بر گوش من که ماچین است
دلبری کافت دل و دین است
گفتمش کیست که هان که در شب تار
اینچنین شب روی نه آئین است
اسم شب ده و گرنه دزد دلی
نک گواهت کمند پرچین است
کوی غبغب نهاد بر لب من
گفت بر گوش من که ماچین است
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - کافر عشقم و سودای بتانم دین است
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.