خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که به دلیل یادآوری معشوق و زیباییهای او، خواب به چشمانش نمیآید و آرزو میکند که معشوق جوان به سویش بیاید تا تا روز قیامت از شادی سرخاب شود.
محتوا دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴ - حاشا که به چشم من شبی خواب آید
حاشا که به چشم من شبی خواب آید
چون یادم از آن طرّۀ پُر تاب آید ۱
گر دلبر نوپری بیاید بر من
تا حشر مرا ز دیده سرخاب آید ۲
چون یادم از آن طرّۀ پُر تاب آید ۱
گر دلبر نوپری بیاید بر من
تا حشر مرا ز دیده سرخاب آید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - ترکی که ز خون خیره پروا نکند
گوهر بعدی:شماره ۵ - ای برده قرار و صبر و تاب از دل ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.