خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و از درد فراق و ناکامی در عشق شکایت میکند. او از زلف سیاه معشوق و سنگهای طعنه مردم مینالد و آرزوی راهنمایی برای رهایی از این تاریکی را دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۴ - در پرده حسن روی تو شد پرده در مرا
در پرده حسن روی تو شد پرده در مرا
ایوای اگر ز پرده درآید بدر مرا ۱
جز خون دل که ریزدم از دیده برکنار
حاصل نشد ز نخل محبت ثمره را ۲
سر بر نگیرم از درت ار فی المثل بسر
ریزند سنگ طعنه ز هربام و در مرا ۳
گم گشت دل بظلمت زلفش خدایرا
کو خضر رهروی که شود راهبر مرا ۴
دست طلب نمیکشم از پای بوس تو
خواهد اگر بکوی تو فرسود سر مرا ۵
ایوای اگر ز پرده درآید بدر مرا ۱
جز خون دل که ریزدم از دیده برکنار
حاصل نشد ز نخل محبت ثمره را ۲
سر بر نگیرم از درت ار فی المثل بسر
ریزند سنگ طعنه ز هربام و در مرا ۳
گم گشت دل بظلمت زلفش خدایرا
کو خضر رهروی که شود راهبر مرا ۴
دست طلب نمیکشم از پای بوس تو
خواهد اگر بکوی تو فرسود سر مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - بی می نتوان بردبسر فصل خزان را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - جدا از چشم او تن در تب زجان بر لبست امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.