خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، طبیعت و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از خزان و خون رزان سخن میگوید و از رازهای نهان و اشکهای روان یاد میکند. همچنین، از دلبردگی توسط ترک جفاجو و نگرانی از افشای رازها صحبت میکند. در پایان، به صحبتهای زهاد سبکمغز و ارزش یاران گرانقدر اشاره میشود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خون رزان' و 'رازهای نهان' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳ - بی می نتوان بردبسر فصل خزان را
بی می نتوان بردبسر فصل خزان را
ساقی بده آنجام پر از خون رزان را ۱
ترسم که کند فاش دگر راز نهانرا
از دیده که میریزدم این اشک روان را ۲
از پیر و جوان برده دل آن ترک جفاجو
تا عیب نگیرد پدر پیر جوان را ۳
گر باد خزان خون رزان ریخت بگلزار
بر خون رزان ده ثمن برگ خزانرا ۴
بگرفت دل از صحبت زهاد سبک مغز
یاران بمن آید مر آنرطل گرانرا ۵
صحن چمن از چیست زر اندوه وگرنه
خاصیت اکسیر بود باد وزان را ۶
ساقی بده آنجام پر از خون رزان را ۱
ترسم که کند فاش دگر راز نهانرا
از دیده که میریزدم این اشک روان را ۲
از پیر و جوان برده دل آن ترک جفاجو
تا عیب نگیرد پدر پیر جوان را ۳
گر باد خزان خون رزان ریخت بگلزار
بر خون رزان ده ثمن برگ خزانرا ۴
بگرفت دل از صحبت زهاد سبک مغز
یاران بمن آید مر آنرطل گرانرا ۵
صحن چمن از چیست زر اندوه وگرنه
خاصیت اکسیر بود باد وزان را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - مده بباد سر زلف عنبر آسارا
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - در پرده حسن روی تو شد پرده در مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.