خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به قدرت و عظمت خود در دو جهان اشاره میکند، در عین حال خود را بنده خدا میداند. او از تواناییهای خود در هدایت دیگران، کمک به نیازمندان و احیای مردگان سخن میگوید. این متن ترکیبی از غرور، عرفان و خدمت به دیگران است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین استفاده از اصطلاحات خاص و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۷ - بر دو عالم پادشاهی میکنم
بر دو عالم پادشاهی میکنم
گرچه از ایزد گدایی می کنم
بنده حقم خداوند جهان
بر جهان زو کدخدایی می کنم
مر سما ره چون زمین طی کرده ام
بر زمین اکنون سمائی میکنم
هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم
تا که اکنون پیشوایی میکنم
دارم از وجهی به عالم اتصال
گرچه از عالم جدائی میکنم
زان پس از بیگانگی از کائنات
گاه گاهی آشنایی میکنم
خستگان را نوشدارو میدهم
بستگاهن را درگشائی میکنم
لا تظن انّی فقیر مفلس
چون بگنجت راهنمایی میکنم
مغربی مرده افسرده را
روح بخشی جانفزائی میکنم
گرچه از ایزد گدایی می کنم
بنده حقم خداوند جهان
بر جهان زو کدخدایی می کنم
مر سما ره چون زمین طی کرده ام
بر زمین اکنون سمائی میکنم
هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم
تا که اکنون پیشوایی میکنم
دارم از وجهی به عالم اتصال
گرچه از عالم جدائی میکنم
زان پس از بیگانگی از کائنات
گاه گاهی آشنایی میکنم
خستگان را نوشدارو میدهم
بستگاهن را درگشائی میکنم
لا تظن انّی فقیر مفلس
چون بگنجت راهنمایی میکنم
مغربی مرده افسرده را
روح بخشی جانفزائی میکنم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - مه مهر تو دیدیم و ز ذرّات گذشتیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.