خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، وحدت وجود، و بینیازی از غم و شادی میپردازد. شاعر از دلی سخن میگوید که فراتر از غم و شادی است و تنها عشق به یار را در خود جای میدهد. همچنین، اشارهای به بیکرانی عالم و ناتوانی زبان از توصیف آن دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۸۱ - دلی دارم که در روی غم نگنجد
دلی دارم که در روی غم نگنجد
چه جای غم که شادی هم نگنجد ۱
میان ما و یار همدم ما
اگر همدم نباشد دم نگنجد ۲
حدیث بیش و کم اینجا رها کن
که اینجا وصف بیش ک کم نگنجد ۳
چنان پر گشت گوش از نغمه دوست
که در وی بانگ زیر و بم نگنجد ۴
جز انگشتی که عالم خاتم اوست
دگر چیزی دراین خاتم نگنجد ۵
دلی کاو فارغست از سوز و ماتم
در او هم سور هم ماتم نگنجد ۶
رسد هر کز بحالی آدمیزاد
که آنجا عالم و آدم نگنجد ۷
زبان ای مغربی درکش ز گفتار
مگو چیزی که در عالم نگنجد ۸
چه جای غم که شادی هم نگنجد ۱
میان ما و یار همدم ما
اگر همدم نباشد دم نگنجد ۲
حدیث بیش و کم اینجا رها کن
که اینجا وصف بیش ک کم نگنجد ۳
چنان پر گشت گوش از نغمه دوست
که در وی بانگ زیر و بم نگنجد ۴
جز انگشتی که عالم خاتم اوست
دگر چیزی دراین خاتم نگنجد ۵
دلی کاو فارغست از سوز و ماتم
در او هم سور هم ماتم نگنجد ۶
رسد هر کز بحالی آدمیزاد
که آنجا عالم و آدم نگنجد ۷
زبان ای مغربی درکش ز گفتار
مگو چیزی که در عالم نگنجد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.