خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که به توصیف حالت مستی و خلسهآور ناشی از عشق و شراب میپردازد. شاعر از جوش و هیجان درونی، مستی دیده و عقل، و حالات روحی متلاطم سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند عشق، هستی، و رمز و رازهای عالم اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۵۰ - این جوش که از میکده برخاست چه جوش است
این جوش که از میکده برخاست چه جوش است
این جوش مگر از خم آن باده فروش است ۱
این دیده ندانم که چرا مست و خراب است
وین عقل ندانم که چرا رفته ز هوش است ۲
دل باده کجا خورده ندانم شب دوشین
کاو بیخبر و مست و خراب از شب دوش است ۳
این کیست که دردل گوش دل آهسته سخنگوست
وان کیست که اندر پس این پرده بگوش است ۴
در گوش فلک از مه تو حلقه که انداخت
این چرخ ندانم که چرا حلقه بگوش است ۵
این مهره مهر از چه برین چرخ روانست
بر اطلس گردون ز کواکب چه نقوشست ۶
ای هدهد جان ره بسلیمان نتوات برد
بر درکه او بسکه طیور است و وحوش است ۷
ساکن نشود بحر دل مغربی از جوش
یارب ز چه بادست که در جنبش و جوش است ۸
این جوش مگر از خم آن باده فروش است ۱
این دیده ندانم که چرا مست و خراب است
وین عقل ندانم که چرا رفته ز هوش است ۲
دل باده کجا خورده ندانم شب دوشین
کاو بیخبر و مست و خراب از شب دوش است ۳
این کیست که دردل گوش دل آهسته سخنگوست
وان کیست که اندر پس این پرده بگوش است ۴
در گوش فلک از مه تو حلقه که انداخت
این چرخ ندانم که چرا حلقه بگوش است ۵
این مهره مهر از چه برین چرخ روانست
بر اطلس گردون ز کواکب چه نقوشست ۶
ای هدهد جان ره بسلیمان نتوات برد
بر درکه او بسکه طیور است و وحوش است ۷
ساکن نشود بحر دل مغربی از جوش
یارب ز چه بادست که در جنبش و جوش است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - آنکس که دیده در طلب او مسافر است
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - آنچه جان گفت بدل باز نمییارم گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.