خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به وحدت وجود و ارتباط بین خالق و مخلوق میپردازد. با استفاده از استعارههایی مانند سایه و آفتاب، نشان میدهد که همه چیز در هستی بازتابی از ذات الهی است. همچنین، به کثرت در وحدت اشاره دارد و بیان میکند که تمام پدیدههای جهان، از جمله انسانها، جلوههای مختلف یک حقیقت واحد هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مباحث انتزاعی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸ - هیچ دانی که کیستیم و شما
هیچ دانی که کیستیم و شما
سایه ی آفتاب نور خدا ۱
سایه ی آفتاب تابش اوست
تابش مهر هست عین ضیا ۲
نیست خورشید از شعاع بعید
نیست سایه از آفتاب جدا ۳
سایه و آفتاب یک چیزند
هست او واحد کثیر نما ۴
چون یکی بود سایه ی خورشید
یا رب این کثرت از چه شد پیدا ۵
نظر از عین کائنات بدوز
تا که سایه نمایدت یکتا ۶
بگذر از سایه زانکه خورشید است
آن که تو سایه خوانیش هر جا ۷
شیی واحد بگو که چون گردد
عین هستی جمله ی اشیا ۸
هست یک عین این همه اعیان
یک مسما است این همه اسما ۹
ذات و وجهت و اسم و نعت و صفت
عقل و نفس است طبع و شکل قوا ۱۰
جمله نقش معینات و بیند
هرچه هستند در زمین و سما ۱۱
به هزاران هزار نقش غریب
مینماید به خویشتن خود را ۱۲
هست اندر جهان کهنه و نو
آخرین نامش آدم و حوا ۱۳
گاه مجنون شود گهی لیلی
گاه وامق بود گهی عذرا ۱۴
آنچه امواج خوانمش مجراست
گشته ظاهر مکسوت من و ما ۱۵
نقش این موج بحر بی پایان
مغربی و سنایی است و سنا ۱۶
سایه ی آفتاب نور خدا ۱
سایه ی آفتاب تابش اوست
تابش مهر هست عین ضیا ۲
نیست خورشید از شعاع بعید
نیست سایه از آفتاب جدا ۳
سایه و آفتاب یک چیزند
هست او واحد کثیر نما ۴
چون یکی بود سایه ی خورشید
یا رب این کثرت از چه شد پیدا ۵
نظر از عین کائنات بدوز
تا که سایه نمایدت یکتا ۶
بگذر از سایه زانکه خورشید است
آن که تو سایه خوانیش هر جا ۷
شیی واحد بگو که چون گردد
عین هستی جمله ی اشیا ۸
هست یک عین این همه اعیان
یک مسما است این همه اسما ۹
ذات و وجهت و اسم و نعت و صفت
عقل و نفس است طبع و شکل قوا ۱۰
جمله نقش معینات و بیند
هرچه هستند در زمین و سما ۱۱
به هزاران هزار نقش غریب
مینماید به خویشتن خود را ۱۲
هست اندر جهان کهنه و نو
آخرین نامش آدم و حوا ۱۳
گاه مجنون شود گهی لیلی
گاه وامق بود گهی عذرا ۱۴
آنچه امواج خوانمش مجراست
گشته ظاهر مکسوت من و ما ۱۵
نقش این موج بحر بی پایان
مغربی و سنایی است و سنا ۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - به دست خویش چهل صبح بامداد الست
گوهر بعدی:شماره ۹ - بیا در بحر و دریا شو رها کن این من و ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.