خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای عشق و فراق میگوید و بیان میکند که چگونه عشق او را دگرگون کرده است. او از نالههای شبانه، اشکهای خونین و سوختن در آتش عشق سخن میگوید و خود را با پروانهای که در شعلههای شمع عشق میسوزد، مقایسه میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۷ - ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
ز بیداد تو مرغان سحر را با خبر کردم ۱
به راه عشق هرکس اوفتاد از پا به سر پوید
خلاف من کز اول گام ترک پا و سر کردم ۲
اگر عشاق را خون جگر اشک روان گردد
من از عشق تو اشک چشم را خون جگر کردم ۳
شنیدم کاتش دل می نشاند اشک چشم ما
ندیدم بلکه من از آتش دل دیده تر کردم ۴
پر پروانه از شمع محبت سوخت اما من
سراپا خویش را از پرتو این شمع پر کردم ۵
ز بیداد تو مرغان سحر را با خبر کردم ۱
به راه عشق هرکس اوفتاد از پا به سر پوید
خلاف من کز اول گام ترک پا و سر کردم ۲
اگر عشاق را خون جگر اشک روان گردد
من از عشق تو اشک چشم را خون جگر کردم ۳
شنیدم کاتش دل می نشاند اشک چشم ما
ندیدم بلکه من از آتش دل دیده تر کردم ۴
پر پروانه از شمع محبت سوخت اما من
سراپا خویش را از پرتو این شمع پر کردم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - من از میخانه زان رو ناگزیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.