خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نسیم صبحگاهی، زلف یار، دل مجروح، و طبیعت به عنوان استعارههایی برای بیان احساسات عمیق عشق و امید استفاده میکند. شاعر با اشاره به عناصری مانند جوی آب، سرو، اشک، خاک، و گلها، مفاهیمی مانند صبر، امید، و تحول درونی را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
دل مجروح مارا مرهم ازمُشک تَتار آرد ۱
نشیند بر کنار جوی دایم مردم چشمم
به امید یکه روزی سرو قدی در کنار آرد ۲
دلا از خود مشو نومید اگر اشک روان داری
که چون آبی به خاکی ریختی تخمی به بار آرد ۳
چمن آرای قدرت پرورد صد خار در گلشن
که روزی گلبنی را غنچه ای از شاخ خار آرد ۴
بسوز ای آتش عشق استخوانم را که دهقانان
زنند آتش به گلبن تا نکوتر گل به بار آرد ۵
دل مجروح مارا مرهم ازمُشک تَتار آرد ۱
نشیند بر کنار جوی دایم مردم چشمم
به امید یکه روزی سرو قدی در کنار آرد ۲
دلا از خود مشو نومید اگر اشک روان داری
که چون آبی به خاکی ریختی تخمی به بار آرد ۳
چمن آرای قدرت پرورد صد خار در گلشن
که روزی گلبنی را غنچه ای از شاخ خار آرد ۴
بسوز ای آتش عشق استخوانم را که دهقانان
زنند آتش به گلبن تا نکوتر گل به بار آرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.