این متن به بررسی رابطه بین صورت (انعکاس) و آینه میپردازد و توضیح میدهد که صورت، عارض (ویژگی موقت) آینه نیست، بلکه نتیجه رابطهای خاص بین عکس و آینه است. متن تأکید میکند که این رابطه ساده و بدون پیچیدگی است و حس انسان ممکن است به اشتباه تصور کند که صورت، ویژگی ذاتی آینه است. در نهایت، متن به مفاهیم فلسفی مانند نسبت، امکان و استعداد اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی پیچیده است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و استدلالهای انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۹ - صورت از عارض است بر مرآت
نیست تبدیلی از جمیع جهات ۱
در بر آیینه راکه صورت اوست
حس گمان می برد که عارض روست ۲
لیک داند خرد که عارض نیست
این اثر هم به فرض فارض نیست ۳
نیست قائم به سطح آینه آن
نه به عمق وی آن کند سریان ۴
عکس و آیینه نسبتی دارند
ربط عاری ز کلفتی دارند ۵
حس توهم کند که آن صورت
عارض آینه ست، بی شبهت ۶
غلط وهم، از حد افزون است
شبهاتش ز حصر بیرون است ۷
عاقلی لفظ عارض ارگوید
رَهِ مقصود معنوی پوید ۸
عکس آیینه ای که مفروض است
کی قیام عرض به معروض است؟ ۹
نسبتی خاص در میان آمد
از خفا، عکس در عیان آمد ۱۰
صورت، آیینه را نفرساید
جز نمایندگی نیفزاید ۱۱
در حصول و زوالش آیینه
با جمال و کمال دیرینه ۱۲
زین نمط عین ثابت است وجود
یافت چون نسبتی، شود موجود ۱۳
نسبت، امکان شناس و استعداد
فهو الکلّ مبدأ و معاد ۱۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.