خلاصه و ردهبندی سنی
8+
در این داستان، مردی دانا دو کودک را میبیند که یکی نان با عسل و دیگری نان با دوغ دارد. کودکی که دوغ دارد، به عسل دیگری طمع میکند و صاحب عسل به او میگوید که اگر طمعکار است، مانند سگ او باشد. کودک طمعکار سرانجام به دام میافتد و پشیمان میشود. مرد دانا نتیجه میگیرد که رضایت به آنچه داریم بهتر از طمع ورزیدن به چیزهای دیگر است.
محتوا دارای پیام اخلاقی و آموزشی است که برای کودکان قابل درک است، اما ممکن است برخی مفاهیم مانند طمع و پشیمانی برای کودکان کوچکتر پیچیده باشد.
بخش ۱۴ - در ستایش آزادگی و ذمّ طمع
یکی مرد دانا دل هوشیار
دو کودک به هم دید در رهگذار ۱
یکی با عسل نانش آمیخته
دگررا به نان دوغکی ربخته ۲
ز کودک مزاجیش کو دوغ داشت
به سوی عسل دست خواهش فراشت ۳
خداوند شهدش همی گفت باز
که ای بر کفم دوخته چشم آز ۴
سگ من شو اکنون که داری طمع
وگر نه میالا لباس ورع ۵
شد آخر سگش کودک طبع کیش
ندیده عسل جوی بی زهر نیش ۶
به هر سو کشیدش به صد درد جفت
شنیدم که داننده با خویش گفت ۷
ابا دوغ، کودک اگر ساختی
کجا سگ کشان از پیش تاختی ۸
فراغ دو عالم طمع کیش باخت
خنک آن که با قسمت خویش ساخت ۹
درین پرده ویرانی آبادی است
رجا بندگی یاس آزادی است ۱۰
مده دامن یاس آسان ز دست
بنازم دلی کز تمنا برست ۱۱
دو کودک به هم دید در رهگذار ۱
یکی با عسل نانش آمیخته
دگررا به نان دوغکی ربخته ۲
ز کودک مزاجیش کو دوغ داشت
به سوی عسل دست خواهش فراشت ۳
خداوند شهدش همی گفت باز
که ای بر کفم دوخته چشم آز ۴
سگ من شو اکنون که داری طمع
وگر نه میالا لباس ورع ۵
شد آخر سگش کودک طبع کیش
ندیده عسل جوی بی زهر نیش ۶
به هر سو کشیدش به صد درد جفت
شنیدم که داننده با خویش گفت ۷
ابا دوغ، کودک اگر ساختی
کجا سگ کشان از پیش تاختی ۸
فراغ دو عالم طمع کیش باخت
خنک آن که با قسمت خویش ساخت ۹
درین پرده ویرانی آبادی است
رجا بندگی یاس آزادی است ۱۰
مده دامن یاس آسان ز دست
بنازم دلی کز تمنا برست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۳ - شرمندگی از ستایشگران
گوهر بعدی:بخش ۱۵ - حکایت سیرت بهرام با عدل و داد در شفقت و انصاف با عباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.