خلاصه و ردهبندی سنی
12+
فریدون که فردی باهوش و باوقار است، به دلیل درد گوش شب را به سختی گذرانده و صبح به نزدیکانش میگوید که این درد نتیجه بیتوجهی او به نالههای مظلومان بوده است. او اکنون درد گوش را مجازاتی برای غفلت خود میداند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و پندآموز است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب میباشد. همچنین استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
بخش ۱۵ - حکایت
شنیدم فریدون با فر و هوش
نیاسود چشمش، شب از درد گوش ۱
به خاصان چنین گفت در بامداد
که امشب سزای مرا، گوش داد ۲
همانا که نالیده باشد ز درد
ضعیفیّ و نشنیده این خفته مرد ۳
چو غفلت ز مظلوم ورزید گوش
مرا دوش این درد، مالیدگوش ۴
نیاسود چشمش، شب از درد گوش ۱
به خاصان چنین گفت در بامداد
که امشب سزای مرا، گوش داد ۲
همانا که نالیده باشد ز درد
ضعیفیّ و نشنیده این خفته مرد ۳
چو غفلت ز مظلوم ورزید گوش
مرا دوش این درد، مالیدگوش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۴ - حکایت
گوهر بعدی:بخش ۱۶ - حکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.