خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از روزهایی یاد می‌کند که مستی و شوریدگی حال داشته است. او از احساسات عمیق خود مانند خون دل و خروش سینه سخن می‌گوید و از دست دادن دل شوریده‌حال و دارایی‌های معنوی خود اظهار تأسف می‌کند. همچنین، او به خیال معشوق و داغ‌های عاطفی خود اشاره می‌کند و از گذشته‌ای پر از امید و تلاش یاد می‌کند که اکنون به خرمنی از خاطرات تبدیل شده است.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق، حزن‌انگیز و تأمل‌برانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۲۶ - ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی

ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
خروش سینه را، افسانه می پنداشتم روزی ۱

دل ِ شوریده حالی بود، کز من ناگهان گم شد
به کف چیزی که از سامان هستی داشتم روزی ۲

کنون دارایی فوج معانی از که می آید؟
به میدان کاویانی خامه، می افراشتم روزی ۳

دلم لبریز داغ است، از خیال خال مشکینش
کنون خرمن شد، آن تخمی که من می کاشتم روزی ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۵ - ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۷ - نوای پرده سوزم، از کجا پیدا کند گوشی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.