خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از قناعت و رضایت به آنچه دارد سخن میگوید و بیان میکند که با آنچه در اختیار دارد، خوشحال و مست شده است. او همچنین اشاره میکند که هیچگاه از حسادت سخن نمیگوید و هر آنچه را که دلش میخواسته، در دنیای خودش به دست آورده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۶۵ - قناعت چون گهر، با ساغر و مینای خودکردم
قناعت چون گهر، با ساغر و مینای خودکردم
چو چشم خوش نگاهان، مستی از صهبای خود کردم ۱
نمی آید ز رشک، از سینه تا لب هرگز آوازم
دلم هر شیونی می خواست در صحرای خود کردم ۲
چو چشم خوش نگاهان، مستی از صهبای خود کردم ۱
نمی آید ز رشک، از سینه تا لب هرگز آوازم
دلم هر شیونی می خواست در صحرای خود کردم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - زد نقش سخن سکهٔ جاوید به نامم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.