خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از کاهش رونق مسجد و دلزدگی اصحاب آن ابراز ناراحتی میکند و ترجیح میدهد جام شراب را به جای قندیل مسجد آویزان کند. همچنین، او از عشق به فردی نازکاندام میگوید که دلش مانند بید در بر او میلرزد و تصور میکند که پرستاران از گل برایش بستر فراهم میکنند.
متن دارای مضامین عرفانی و انتقادی است و همچنین به میگساری اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این اشعار نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۶ - نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش ۱
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزد
پرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش ۲
همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش ۱
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزد
پرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - نمی کشد، دل ما را به دام و دانهٔ خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - برده شوریدگیم از خود و صهبا در پیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.