خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که دلش به دام و دانههای دنیوی گرفتار نشده و از زشتیهای زمانه رهاست. او به دیر و کعبه سر نیاز فرود نمیآورد، چرا که خاک مراد خود را در آستانهی خویش یافته است. بلبل وجودش از عیش جاودانهی خود خوشحال است و از بالهای خود دانههایش را میچیند. شراب در نظر مستش سراب است و لبش از شادابی ترانههایش تر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۵ - نمی کشد، دل ما را به دام و دانهٔ خویش
نمی کشد، دل ما را به دام و دانهٔ خویش
رهین منّتم، از زشتی زمانه خویش ۱
به دیر و کعبه نیارم سر نیاز فرود
مرا که خاک مراد است، آستانهٔ خویش ۲
خوش است بلبلم از عیش جاودانهٔ خویش
که دارم از گره بال خویش، دانهٔ خویش ۳
شراب در نظر مستیم سراب نماست
لبم تر است ز شادابی ترانهٔ خویش ۴
رهین منّتم، از زشتی زمانه خویش ۱
به دیر و کعبه نیارم سر نیاز فرود
مرا که خاک مراد است، آستانهٔ خویش ۲
خوش است بلبلم از عیش جاودانهٔ خویش
که دارم از گره بال خویش، دانهٔ خویش ۳
شراب در نظر مستیم سراب نماست
لبم تر است ز شادابی ترانهٔ خویش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - غنچه دیدی و دل تنگ ندیدی، افسوس
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.