خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از درد و رنج درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که از هر زخم درونش بوی خون به مشام میرسد، گویی این دردها از هزاران شکاف درونش بیرون میزند.
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند درد و رنج درونی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۴ - ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
که یک بو از هزاران رخنهء مِجمر برون آید ۱
که یک بو از هزاران رخنهء مِجمر برون آید ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - به دل گفتم که خواهد غمزهٔ نامهربان آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - گیاه خرّمی از تربت پاکم نمی روید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.