خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رفتن نورها و ستارههای زندگی خود سخن میگوید و احساس تنهایی و اندوه را بیان میکند. او از رسیدن خزان و افسردگی گلها و رفتن بلبلان میگوید و به تلخی روزگار اشاره میکند. در نهایت، از دلشکستگی و رفتن میکشان سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین مانند دلشکستگی و اندوه، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۹۵ - یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
ستاره های شب افروزم از میان رفتند ۱
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند ۲
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند ۳
ستاره های شب افروزم از میان رفتند ۱
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند ۲
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - این باخته نقشان که درین خانهٔ تنگند
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - گر چه در بزم جهان، گردن میناست بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.