خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ساقی میخواهد که عیدش را کوتاه نکند و پیمانهٔ هلال پر از شراب را تهی نسازد. او در عزای خود نشسته و زندگی را همچون بیمار عشق میبیند که امیدش به بهبودی از بین رفته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۱۶۹ - ساقی مباد عیدی ما کوتهی شود
ساقی مباد عیدی ما کوتهی شود
پیمانهٔ هلال پر از می، تهی شود ۱
خود در عزای خویش نشیند به زندگی
بیمار عشق را، چو امید بهی شود ۲
پیمانهٔ هلال پر از می، تهی شود ۱
خود در عزای خویش نشیند به زندگی
بیمار عشق را، چو امید بهی شود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - نخل مرا شکوفهٔ صبح امید شد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - پایان ناز او چو به بیگانگی کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.