خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و بیوفایی یار مینالد و از نگاه سرد و بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او به وفاداری ذاتی خود اشاره میکند اما در نهایت تسلیم میشود و از امیدهای بربادرفته سخن میگوید.
محتوا دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۳ - تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
یارای تپیدن نبود، بسمل ما را ۱
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر، گل ما را ۲
امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را ۳
یارای تپیدن نبود، بسمل ما را ۱
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر، گل ما را ۲
امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - این است که دل برده و خون کرده بسی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.