خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق غم و حسرت، جدایی و عشق سخن میگوید. شاعر از درد فراق و آتش درون خود میگوید و از چرخش روزگار شکایت دارد. تصاویری مانند سیل، دریا، شعله و چراغ برای بیان احساساتش استفاده شدهاست.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، لحن غمگین و اشاره به مفاهیمی مانند حسرت و دوزخ ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۷۲ - هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
رگ ابر است مژگان، دیده دریا دل ما را ۱
به هر لخت جگر از داغ حسرت دوزخی دارم
چه می دانی کدامین شعله می سوزد دل ما را؟ ۲
ز دور ای چرخ شوراختر، تماشا کن که روشن شد
چراغ از داغ هجر هم نشینان محفل ما را ۳
رگ ابر است مژگان، دیده دریا دل ما را ۱
به هر لخت جگر از داغ حسرت دوزخی دارم
چه می دانی کدامین شعله می سوزد دل ما را؟ ۲
ز دور ای چرخ شوراختر، تماشا کن که روشن شد
چراغ از داغ هجر هم نشینان محفل ما را ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.