خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن شاعر از مخاطب میخواهد که از جستجوی معانی دست بردارد، بساط گفتگو را جمع کند و به جای بحث و جدل، به حال و هوای درونی و احساسات گوش دهد. او تأکید میکند که در مجالس عاشقانه، گفتار بیمعنا جایی ندارد و باید زبان را کوتاه کرد و به دل سپرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۳ - معنی طلبی، بساط صورت ته کن
معنی طلبی، بساط صورت ته کن
بگذار حزین فسانه، ساز ره کن ۱
در مجلس حال، قال را ره نبود
دل می خواهی زبان خود کوته کن ۲
بگذار حزین فسانه، ساز ره کن ۱
در مجلس حال، قال را ره نبود
دل می خواهی زبان خود کوته کن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - پیش کرمت دست تهی آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.