خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از زبان شاعرانه و عرفانی به انسان خطاب میکند که از تعلقات مادی (آب و گل) و روابط اجتماعی (اخوان صفا) دوری کند و به درد درونی و معنوی توجه نماید. شاعر تأکید میکند که بدون درد معنوی، تلاش برای دلهای دیگران بیفایده است.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۲ - ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
ز اخوان صفا خجل چه خواهی کردن؟ ۱
دندان به جگر، گر نفشارد دردی
بی درد! به کار دل چه خواهی کردن؟ ۲
ز اخوان صفا خجل چه خواهی کردن؟ ۱
دندان به جگر، گر نفشارد دردی
بی درد! به کار دل چه خواهی کردن؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - وبرانی عشق، باشد آباد شدن
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - معنی طلبی، بساط صورت ته کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.