خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج درونی خود میگوید که باعث شده دستش عریان و بیپناه بماند. او از خشم و غضب خود سخن میگوید که به حدی است که دستش را گزیده و آن را مانند پنجهٔ مژگان خونین کرده است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و توصیف درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خشم و غضب و خونین شدن دست ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۸۹ - از کام دل است بس که عریان دستم
از کام دل است بس که عریان دستم
کوتاه فتاده از گریبان دستم ۱
از بس که گزیدهام به دندان غضب
خونین شده چون پنجهٔ مژگان دستم ۲
کوتاه فتاده از گریبان دستم ۱
از بس که گزیدهام به دندان غضب
خونین شده چون پنجهٔ مژگان دستم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - جمعیت خویش را پریشان کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - آنم که به ملک نیستی سلطانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.