خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از ناامیدی، رنج و جستجوی بیثمر برای آرامش است. شاعر از عشق، ظلم و بیعدالتی جهان شکایت دارد و در جستجوی معنایی برای زندگی است، اما جز درد و رنج چیزی نمییابد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۰۴ - چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
این کافر فرنگ مسلمان نیافتم ۱
با آنکه خون هر دو جهان را به خاک ریخت
تیغ کرشمهٔ تو پشیمان نیافتم ۲
از هر طرف که دیده گشودم گشاده بود
جایی به فیض کلبهٔ ویران نیافتم ۳
رفتم که از شکنجه گردون برون روم
راهی بغیر چاک گریبان نیافتم ۴
مورم سری به غمکدهٔ خاک می کشد
آسایشی به ملک سلیمان نیافتم ۵
چون لاله غیر داغ مرا درکنار نیست
هرگز گل امید به دامان نیافتم ۶
شاید دری ز غیب گشاید جنون عشق
فیضی ز فضل حکمت یونان نیافتم ۷
نبود عجب اگر نفکندم به راه تو
این سر سزای آن خم چوگان نیافتم ۸
امشب که تیر آه حزین در جگر شکست
ناقوس دیر و بتکده نالان نیافتم ۹
این کافر فرنگ مسلمان نیافتم ۱
با آنکه خون هر دو جهان را به خاک ریخت
تیغ کرشمهٔ تو پشیمان نیافتم ۲
از هر طرف که دیده گشودم گشاده بود
جایی به فیض کلبهٔ ویران نیافتم ۳
رفتم که از شکنجه گردون برون روم
راهی بغیر چاک گریبان نیافتم ۴
مورم سری به غمکدهٔ خاک می کشد
آسایشی به ملک سلیمان نیافتم ۵
چون لاله غیر داغ مرا درکنار نیست
هرگز گل امید به دامان نیافتم ۶
شاید دری ز غیب گشاید جنون عشق
فیضی ز فضل حکمت یونان نیافتم ۷
نبود عجب اگر نفکندم به راه تو
این سر سزای آن خم چوگان نیافتم ۸
امشب که تیر آه حزین در جگر شکست
ناقوس دیر و بتکده نالان نیافتم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۳ - ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۵ - ز خوی سرکش او هر قدم پا مال می گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.