خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی ناکامی‌ها، پشیمانی‌ها و عشق ناکام است. او از ناتوانی در رسیدن به معشوق، پرهیز از لذت‌های دنیوی و احساس شرمساری در برابر عاشقان واقعی سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌های غیرمستقیم به می‌نوشی و مفاهیم عرفانی پیچیده، مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۶۴۳ - برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم

برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
روز درماندگی دل، در یاری نزدیم ۱

خرقهٔ زهد نشُستیم به آب تَهِ خم
آتش باده به ناموس خماری نزدیم ۲

بلبل خوش نفس گلشن قدسیم افسوس
نغمه ای در شکن طرهٔ یاری نزدیم ۳

شبنم آسا ز رخی آب ندادیم نظر
گل داغی به سر از باغ و بهاری نزدیم ۴

شرمساربم ز مستان محبت که چرا
ساغری از نگه باده گساری نزدیم؟ ۵

گره از کار کسی باز نکردیم افسوس
نیش خاری به دل آبله زاری نزدیم ۶

مدتی رفت که ما از لب پرشور حزین
نمکی بر جگر سینه فگاری نزدیم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴۲ - طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
گوهر بعدی:شماره ۶۴۴ - به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.