خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و ناکامیهای عاطفی خود میگوید، تأکید میکند که هرگز به دیگران آسیب نزده و در برابر سختیها مقاومت کرده است. او از بیوفایی دنیا و ناملایمات روزگار شکایت دارد اما هنرمندی و عزت نفس خود را حفظ کرده است.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و نگاه فلسفی به زندگی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به تجربهی زندگی برای درک بهتر دارد.
شماره ۶۴۲ - طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
خنده چون گل به وفاداری یاری نزدم ۱
بحر را حوصله ام غرق خجالت دارد
موج بی طاقت خود را به کناری نزدم ۲
به چه تقصیر فلک خاک به چشمم ریزد؟
هیچگه دامن مژگان به غباری نزدم ۳
بر سرم فوج خزان از چه سبب می تازد؟
خیمه چون لاله به دامان بهاری نزدم ۴
ناوک نالهٔ من خونی امیدی نیست
ترکش سینه تهی گشت و شکاری نزدم ۵
چون به هم بزمی اغیار توانم تن داد؟
من که در حادثه هرگز در یاری نزدم ۶
پاس من ناموس هنرمندی فرهادم بود
در ره عشق اگر دست به کاری نزدم ۷
جرس قافله ام هرزه درا نیست حزین
حرف بی تابی دل را به دیاری نزدم ۸
خنده چون گل به وفاداری یاری نزدم ۱
بحر را حوصله ام غرق خجالت دارد
موج بی طاقت خود را به کناری نزدم ۲
به چه تقصیر فلک خاک به چشمم ریزد؟
هیچگه دامن مژگان به غباری نزدم ۳
بر سرم فوج خزان از چه سبب می تازد؟
خیمه چون لاله به دامان بهاری نزدم ۴
ناوک نالهٔ من خونی امیدی نیست
ترکش سینه تهی گشت و شکاری نزدم ۵
چون به هم بزمی اغیار توانم تن داد؟
من که در حادثه هرگز در یاری نزدم ۶
پاس من ناموس هنرمندی فرهادم بود
در ره عشق اگر دست به کاری نزدم ۷
جرس قافله ام هرزه درا نیست حزین
حرف بی تابی دل را به دیاری نزدم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۱ - معنی کناره گیرد اگر از میان روم
گوهر بعدی:شماره ۶۴۳ - برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.