در این متن، گفتوگویی بین استر و شتر درباره تفاوتهایشان در حرکت و نگاه به زندگی مطرح میشود. شتر با دیدی بلند و آیندهنگر حرکت میکند و از افتادن در مسیر پرهیز میکند، در حالی که استر تنها به چند قدم جلو نگاه میکند و از خطرات آگاه نیست. سپس متن به موضوع جذب اجزای طبیعت توسط انسان و نقش خورشید در این فرآیند اشاره میکند و به اهمیت هوشیاری و بازگشت به خود پس از غفلت میپردازد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی وجود دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر و استعارههای عمیق، فهم آن را برای کودکان دشوار میکند.
بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادر
در فَراز و شیب و در راهِ دَقیق ۱
تو نه آیی در سَر و خوش میرَوی
من هَمیآیم به سَر در چون غَوی ۲
من هَمیاُفْتم به رو در هر دَمی
خواه در خُشکیّ و خواه اَنْدَر نَمی ۳
این سَبَب را باز گو با من که چیست؟
تا بِدانَم من که چون باید بِزیست ۴
گفت چَشمِ من زِ تو روشنتَر است
بَعد ازان هم از بُلندی ناظِر است ۵
چون بَرآیَم بر سَرِکوهِ بُلند
آخِرِ عَقْبه بِبینَم هوشْمند ۶
پس همه پَستیّ و بالاییِّ راه
دیدهام را وا نِماید هم اِلٰه ۷
هر قَدَم من از سَرِ بینِش نَهَم
از عِثار و اوفْتادن وا رَهَم ۸
تو ببینی پیشِ خود یک دو سه گام
دانه بینیّ و نَبینی رَنجِ دام ۹
یَسْتَوِی الْاَعْمیٰ لَدَیْکُمْ وَالْبَصیر
فِی الْمُقامِ وَ النُّزولِ وَالْمَسیر؟ ۱۰
چون جَنین را در شِکَمْ حَق جان دَهَد
جَذْبِ اَجْزا در مِزاجِ او نَهَد ۱۱
از خورِش او جَذْبِ اَجْزا میکُند
تار و پودِ جسمِ خود را میتَنَد ۱۲
تا چِهِل سالَش به جَذْبِ جُزوها
حَقْ حَریصَش کرده باشد در نَما ۱۳
جَذبِ اَجْزا روح را تَعْلیم کرد
چون نَدانَد جَذْبِ اَجْزا شاهِ فَرد؟ ۱۴
جامِعِ این ذَرّهها خورشید بود
بیغذا اَجْزاتْ را دانَد رُبود ۱۵
آن زمانی که دَر آیی تو زِ خواب
هوش و حِسِّ رَفته را خوانَد شِتاب ۱۶
تا بِدانی کان ازو غایِب نَشُد
باز آید چون بِفَرماید که عُد ۱۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.