خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و حسرت‌آمیز شاعر است. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، گلستان، سیل بهاران و ابر، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. اشک نماد درد و حسرت اوست که در مواجهه با زیبایی و بی‌اعتنایی معشوق جاری می‌شود.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

شماره ۶۰۴ - جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک

جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
گلپوش تر از صحن گلستان شودم اشک ۱

بی قدر شود رشته چو خالی ز گهر شد
کو عشق که آویزهٔ مژگان شودم اشک؟ ۲

از جلوهٔ مستانهٔ آن سرو قباپوش
چالاکتر از سیل بهاران شودم اشک ۳

مستانه رگ ابر تری از مژه برخاست
تا صف شکن زهد فروشان شودم اشک ۴

از حسرت نظارهٔ آن ناوک مژگان
در سینه گره گردد و پیکان شودم اشک ۵

ویرانهٔ عالم شده محتاج به سیلی
بگذار حزین آفت دوران شودم اشک ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰۳ - تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
گوهر بعدی:شماره ۶۰۵ - هندوستان غربت بادا به ما مبارک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.