خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است. او از دردهای عاطفی، فراق و رنجهای روحی خود میگوید و آرزو میکند که ای کاش مرگش در سایهٔ تاک (شراب) باشد. شاعر همچنین از بیوفایی دنیا و عشق شکستخورده سخن میگوید.
مضمون شعر شامل مفاهیم عمیق عاطفی، غمانگیز و مرتبط با مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب نیاز به درک ادبی و فرهنگی دارد.
شماره ۵۱۰ - عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
خون مژه از دامن پاکم گذرانند ۱
ناگفته بدانند که از دست غم کیست
از حشر چو با سینهٔ چاکم گذرانند ۲
ارواح به خاکم همه سایند جبین را
از کوی تو گر بعد هلاکم گذرانند ۳
هشیار به هنگامهٔ محشر نتوان رفت
ای کاش که از سایهٔ تاکم گذرانند ۴
ریزم به رهش بار دگر جان حزین را
گر آن سگ کو، بر سر خاکم گذرانند ۵
خون مژه از دامن پاکم گذرانند ۱
ناگفته بدانند که از دست غم کیست
از حشر چو با سینهٔ چاکم گذرانند ۲
ارواح به خاکم همه سایند جبین را
از کوی تو گر بعد هلاکم گذرانند ۳
هشیار به هنگامهٔ محشر نتوان رفت
ای کاش که از سایهٔ تاکم گذرانند ۴
ریزم به رهش بار دگر جان حزین را
گر آن سگ کو، بر سر خاکم گذرانند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.