خلاصه و ردهبندی سنی
12+
کودکانی از خانه تا دکان در حال فکر کردن بودند. استادان بیرون منتظر بودند تا اولین دوستشان وارد شود. یکی از آنها وارد شد و به استاد سلام کرد و از رنگ زرد روی او پرسید. استاد گفت مشکلی ندارد و به او گفت بنشیند و حرفی نزند. این باعث شد که کودک کمی در دلش شک کند. سپس دیگری وارد شد و همین اتفاق تکرار شد، تا اینکه شک و تردید کودک بیشتر شد و او در حالتی از شگفتی باقی ماند.
متن دارای مفاهیم عمیق و نیاز به درک روانشناختی و ادبی دارد که برای کودکان زیر 12 سال ممکن است قابل درک نباشد.
بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را
روز گشت و آمدند آن کودکان
بر همین فِکْرَت زِ خانه تا دُکان ۱
جُمله اِسْتادند بیرون مُنْتَظِر
تا دَرآیَد اَوَّل آن یارِ مُصِر ۲
زان که مَنْبَع او بُدهست این رای را
سَر اِمام آید همیشه پایْ را ۳
ای مُقَلِّد تو مَجو بیشی بر آن
کو بُوَد مَنْبَع زِ نورِ آسْمان ۴
او دَر آمَد گفت اُسْتا را سلام
خیر باشد رَنگِ رویَت زَردْفام ۵
گفت اُستا نیست رَنجی مَر مرا
تو بُرو بِنْشین مگو یاوه هَلا ۶
نَفْی کرد امّا غُبارِ وَهْمِ بَد
اندکی اَنْدَر دِلَش ناگاه زَد ۷
اَنْدَر آمد دیگری گفت این چُنین
اندکی آن وَهْم اَفْزون شُد بِدین ۸
هم چُنین تا وَهْمِ او قُوَّت گرفت
مانْد اَنْدَر حالِ خود بَسْ در شِگِفت ۹
بر همین فِکْرَت زِ خانه تا دُکان ۱
جُمله اِسْتادند بیرون مُنْتَظِر
تا دَرآیَد اَوَّل آن یارِ مُصِر ۲
زان که مَنْبَع او بُدهست این رای را
سَر اِمام آید همیشه پایْ را ۳
ای مُقَلِّد تو مَجو بیشی بر آن
کو بُوَد مَنْبَع زِ نورِ آسْمان ۴
او دَر آمَد گفت اُسْتا را سلام
خیر باشد رَنگِ رویَت زَردْفام ۵
گفت اُستا نیست رَنجی مَر مرا
تو بُرو بِنْشین مگو یاوه هَلا ۶
نَفْی کرد امّا غُبارِ وَهْمِ بَد
اندکی اَنْدَر دِلَش ناگاه زَد ۷
اَنْدَر آمد دیگری گفت این چُنین
اندکی آن وَهْم اَفْزون شُد بِدین ۸
هم چُنین تا وَهْمِ او قُوَّت گرفت
مانْد اَنْدَر حالِ خود بَسْ در شِگِفت ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است
گوهر بعدی:بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.