خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر درد عشق و هجران است. شاعر از دیوانگی ناشی از عشق، بیتوجهی معشوق، رنجهای هجران و احساس تنهایی میگوید. او از بیوفایی یار و بیخبری او از درد دلش شکایت دارد و خود را در دریایی از غم و اندوه غرق شده میبیند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق، درد هجران و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۶۷ - گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
حکایتهای هجران مرا افسانه پندارد ۱
سر و کار است با شوخی مرا، کز ساده لوحیها
به دستم داغ عشق خویش را پیمانه پندارد ۲
سرا پا بس که لبریز ویم، خود را نمی یابم
هنوزم آن بت دیر آشنا بیگانه پندارد ۳
ستم، خنجر به کینم می کشد، مستانه می آید
نگه ساغر ز خونم می زند، میخانه پندارد ۴
حزین ویرانه ما را به طالع نیست تعمیری
دلم را یار از خود بی خبر بتخانه پندارد ۵
حکایتهای هجران مرا افسانه پندارد ۱
سر و کار است با شوخی مرا، کز ساده لوحیها
به دستم داغ عشق خویش را پیمانه پندارد ۲
سرا پا بس که لبریز ویم، خود را نمی یابم
هنوزم آن بت دیر آشنا بیگانه پندارد ۳
ستم، خنجر به کینم می کشد، مستانه می آید
نگه ساغر ز خونم می زند، میخانه پندارد ۴
حزین ویرانه ما را به طالع نیست تعمیری
دلم را یار از خود بی خبر بتخانه پندارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۶ - در این دو هفته که با گل مدار می گذرد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۸ - هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.