خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از گذر زمان و فراق از معشوق سخن میگوید. او با یادآوری لحظات زیبا با یار، شبهای هجران را سپری میکند و از دوری و اندوه شکایت دارد. همچنین، به مستی و خمار نگاه معشوق و بوی خوش زلف او اشاره میکند. در پایان، از بیثباتی دنیا و گردش روزگار گله میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۳۶۶ - در این دو هفته که با گل مدار می گذرد
در این دو هفته که با گل مدار می گذرد
پیاله گیر که ابر بهار می گذرد ۱
به این خوشم که شب هجر، تیره روزان را
به یاد صبح بناگوش یار می گذرد ۲
به حیرت از روش چشم می پرست توام
که دور مستی او در خمار می گذرد ۳
از آن شبی که به زلف تو کرد شانه کشی
هنوز باد صبا مشکبار می گذرد ۴
خجسته باد صباحی که میگساران را
به روی ساقی مشکین عذار می گذرد ۵
حیات خواجهٔ دلمرده بین که روز و شبش
به فکر عالم ناپایدار می گذرد ۶
ز دور چرخ چه اندیشم، از فلک چه کشم؟
مرا به گردش ساغر مدار می گذرد ۷
چرا دراز نباشد شب فراق حزین ؟
سخن ز سلسلهٔ زلف یار می گذرد ۸
پیاله گیر که ابر بهار می گذرد ۱
به این خوشم که شب هجر، تیره روزان را
به یاد صبح بناگوش یار می گذرد ۲
به حیرت از روش چشم می پرست توام
که دور مستی او در خمار می گذرد ۳
از آن شبی که به زلف تو کرد شانه کشی
هنوز باد صبا مشکبار می گذرد ۴
خجسته باد صباحی که میگساران را
به روی ساقی مشکین عذار می گذرد ۵
حیات خواجهٔ دلمرده بین که روز و شبش
به فکر عالم ناپایدار می گذرد ۶
ز دور چرخ چه اندیشم، از فلک چه کشم؟
مرا به گردش ساغر مدار می گذرد ۷
چرا دراز نباشد شب فراق حزین ؟
سخن ز سلسلهٔ زلف یار می گذرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.