خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه، حسرت، و اندوه ناشی از عشق نافرجام را بیان میکند. شاعر از اشک و خون، دل شکسته، و غمهای بیپایان سخن میگوید و به ناکامیهای انسان در زندگی دنیوی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۰۶ - تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
یک ره ز در درآ،که غم از دل برون رود ۱
در پیش چشم من نگهت با رقیب بود
این داغ حسرت از دل آزرده چون رود؟ ۲
خون می رود ز دیدهٔ ما دل شکستگان
از شیشهٔ شکسته، می لاله گون رود ۳
عطار زلف او چه کند با دماغ من؟
نشنیده ام ز فکر پریشان جنون رود ۴
هرکس به عالم آمد و بشکست پای سعی
با دست خالی از در دنیای دون رود ۵
گر طعنه زد، مرنج حزین از امام شهر
بسیار ازین میانهٔ عقل و جنون رود ۶
یک ره ز در درآ،که غم از دل برون رود ۱
در پیش چشم من نگهت با رقیب بود
این داغ حسرت از دل آزرده چون رود؟ ۲
خون می رود ز دیدهٔ ما دل شکستگان
از شیشهٔ شکسته، می لاله گون رود ۳
عطار زلف او چه کند با دماغ من؟
نشنیده ام ز فکر پریشان جنون رود ۴
هرکس به عالم آمد و بشکست پای سعی
با دست خالی از در دنیای دون رود ۵
گر طعنه زد، مرنج حزین از امام شهر
بسیار ازین میانهٔ عقل و جنون رود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - غرور ناز با کوه تحمّل برنمی آید
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.