خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زلف، غمزه و قد معشوق یاد می‌کند و از عشق و حیرت او سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند درد فراق، اشک و ناله، و وصال در شعر دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۸ - شب زلف تو در خیالم آمد

شب زلف تو در خیالم آمد
از بخت خود انفعالم آمد ۱

بی رحم تر است غمزه، امروز
گویا رحمش به حالم آمد ۲

یاد قد اوست قسمت من
شادم که، الف به فالم آمد ۳

از حرمت خون دل شناسی
پیمانه کشی، حلالم آمد ۴

آبی ای زخم تشنه بردار
اشک دریا نوالم آمد ۵

گفتی نظر از جهان فروبند
کاینک رخ بی مثالم آمد ۶

از هر مژه، زین اشارت، انگشت
بر دیده امتثالم آمد ۷

خورشید رخ تو شد مقابل
جانی به تن هلالم آمد ۸

چون آینه وصل بی حجابی
از حیرت آن جمالم آمد ۹

افسرده دمان، حذر که چون شمع
حرفی به زبان لالم آمد ۱۰

از دیده و دل کناره گیرید
وحشی نگهان، غزالم آمد ۱۱

عشرتکده عدم، کجایی؟
از هستی خود ملالم آمد ۱۲

اوراق دل حزین گشودم
عشق تو به وصف حالم آمد ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.