خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از رنج‌ها و حسرت‌های بی‌پاسخ است. او از بی‌توجهی دیگران به دردهایش می‌نالد و اشاره می‌کند که اشک‌ها و آه‌هایش نیز تغییری در وضعیت ایجاد نکرده‌اند. شاعر احساس تنهایی و فراموش‌شدگی می‌کند و از این که کسی صدای او را نمی‌شنود، شکایت دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۴ - صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست

صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
از دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست ۱

نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموخته
مانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست ۲

در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟
دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست ۳

از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسی
زین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست ۴

تمکینم از حرف سبک، لنگر نمی بازد حزین
کوهم ولی ز آواز کس، از من صدایی برنخاست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.